| " مقالات و پایان نامه ها – ۲-۳-۲ دلیل مشروعیت قضاوت : – 3 " | ... | |
|
“
بسیار اتفاق می افتد که انسان از یک بار اقرار یا دو شاهد و سه شاهد، علم و اطمینان به وقوع زنا پیدا میکند اما جایز نیست به اجرای حد دست بزند مثلاً؛ چه کسی است که از گفته یک زن حامله که اصرار دارد مرتکب زنا شده و از ترس عذاب الهی به علی(ع) روی آورده، تا تطهیر شود، علم به زنا پیدا نکند؟ در حالی که این اقرار منجر به اجرای حد نشد تا آن که خود چهار بار اقرار کرد در حالی که حضرت نمی خواستند که او اقرار کند (حر عاملی،وسایل الشیعه ج ۱۸ص۳۷۸). مؤید این مطلب است که پیامبر در مورد ملاعنه نقل شده که فرمود: اگر می خواستم بدون بینه رجم کنم، آن زن را رجم می کردم
یکی از ایراداتی که بر حکم به علم قاضی گرفته شده، این است که در مورد فرجام خواهی، بینه و یمین در قاضی دیگری باید مورد بررسی قرار دهد. او میتواند بر اساس بینه و یمین حکم کند اما در مورد علم شخصی قاضی اول، چنین حکمی برای قاضی تجدید نظر به اثبات نمی رسد، مگر کسی فرجام خواهی را مردود بداند در حالی که اجماعی بر این مطلب وجود ندارد[۳] هر چند محقق حلی آن را جایز شمرده است. محقق آشتیانی نیز معتقد است که باید به این شکایت رسیدگی شود و وجهی بر رد آن نیست، پس با همان ادله ای که بر وجوب توجه به شکایات دلالت داشت، باید به این شکایت هم رسیدگی شود. حتی اگر جواز قضا به علم، بنابر بر این آیات و روایات اثبات شود باز هم معنایش این نیست که دیگری نمی تواند مجدداً به آن پرونده رسیدگی کند گو این رویه کنونی دادگاه ها نیز بر پذیرش تجدید نظر است. بنابرین دلیلی بر جواز استناد قاضی به علم شخصی، وجود ندارد مگر آن علمی که با قرینه های واضح و روشن بهعلم نوعی برگردد و بتواند در دادگاه برای دیگران ایجاد علم کند (هاشمی شاهرودی،علم قاضی،فصلنامه فقه اها بیت،ص ۱۰۹). به بیانی دیگر، در صورتی که علم قاضی در امور سکلی مطلق و نامحدود به حد و مرزی باشد، بایستی اگر قاضی – با هر ملاک یا حتی بدون ملاک نیز – ادعای علم کرد، علم او حجت شناخته شود و فی المثل در این صورت، بایستی محکمه تجدید نظر یا اعتراض به حکم و یا ابطال آن بی معنا گردد.
این فرض علاوه بر این که راه را برای جور و فساد قاضی باز میگذارد و سایه نظارت و مراقبت را از سر او بر میدارد، بر خلاف نصوص و فتاوایی است که به قاضی دیگر در برخی موارد، حق بررسی و احیاناً ابطال حکم قاضی سابق را میدهد. اگر علم معتبر قاضی علم نوعی نباشد، قاضی دوم راهی برای کشف خطای او نخواهد داشت. برخی از فقها در اینجا به اصالت الصحه یا حسن الظن بالحاکم و حتی به اصالت العداله متوسل شده اند ولی اصالت العداله در صورتی است که یک اصل موضوعی در بین نباشد در حالی که حسب ادله موجود، چنین اصلی مسلم نیست، و اصالت الصحه نیز علی المبنی و علی الاصول ناضر به این گونه موارد نیست(العراقی،ضیاالدین،کتاب القضا،ص۲۳۰)
در وایت صحیحه ابان بن عثمان، عمل به علم شخصی برای این که قاضی را در موضع تهمت قرار میدهد برداشته شده است. متن روایت چنین است: امام صادق(ع) از کتاب علی (ع) نقل میکنند که: پیامبری در مورد قضاوت به خدا شکایت و عرض کرد: چگونه چیزی را که چشم ندیده ام و. با گوش نشنیده ام، قضاوت کنم؟ وحی شد: با بینات و قسم به نام من. آن حضرت در ادامه می فرمایند: داود(ع) به خدا عرض کرد: پروردگارا حق را همان طور که پیش توست به من نشان ده تا بر اساس آن قضاوت کنم. خطاب رسید: تو نمی توانی. پس اصرار کرد تا اینکه چنین شد. آنگاه مردی در نزد او از کسی شکایت کرد و گفت: این مرد مالم را گرفته است. پس خداوند به داود وحی کرد که این شاکی پدر مشتکی عنه را کشته و مالش را گرفته است. لذا داود دستور داد شاکی را کشتند و اموالش را به مشتکی عنه دادند. مردم از این حکم تعجب کردند و حرف هایی بین آن ها شایع شد تا به گوش داود رسید و از آن سخنان ناراحت شد. آنگاه از خدا خواست تا آن حالت از او گرفته شود و چنین شد. سپس به او وحی فرمود: بین مردم با بینات حکم کن و آنان را به نام من قسم بده.(سبزواری،سید عبدالاعلی،مهذب الاحکام،ص۷۰)
همان طور که ملاحضه شد شخصیتی مانند داود نبی (ع) وقتی متهم می شود و نمی تواند یا صحیح نمی داند که همچنان در موضوع تهمت بماند و مامور می شود بر اساس بینه و قسم داوری کند، آیا مجاز است دیگران که در آن موقعیت نیستند به علم خود حکم کنند و خود و نظام راسلامی را در موضع تهمت و عدم مشروعیت قرار دهند؟!
آری، اگر علم قاضی از راه های متعارف و قابل ارائه به دیگران باشد، برای احقاق حق مظلوم حجت خواهد بود و مشکلی برای دستگاه قضا به وجود نخواهد آورد ولی در غیر این صورت شایسته نیست که قدرتی لجام گسیخته و بی نظارت را به قاضی سپرد و به این دل خوش کرد که دادرس دلیل واقعی را در درون نهان داد. اعتقاد قاضی فصل خصومت نمی کند، حکم اوست که تمیز حق میدهد. این حکم باید مستدل باشد تا مقام های ناظر و دو طرف دعوا بدانند که قاضی با بی طرفی و از راه متعارف و به حکم منطق به سوی واقع رهبری شدهخ است. از همین روست که شیخ طوسی(ره) عمل به علم را موجب اتهام قاضی دانسته است. گرچه برخی به این دلیل پاسخ داده ادن که: این دلیل مجرد استحسان و کلیت آن نیز ممنوع است زیرا گاهی تهمت با وجود بینه و نشستن در منصب قضا نیز به وجود میآید (نجفی،محمد حسن،جواهرالکلام،ج۴۰ ص۹۱). در عین حال این تفاوت وجود دارد که اگر مرجع رسیدگی کننده بخواهد سیر پرونده را بررسی کند در موردی که با ادله و شواهد محسوس حکم شده باشد، آن تهمت بر طرف می شود اما در مورد حکم مستند به علم قاضی همچنان این شبهه باقی می ماند. افزون بر این که استناد به علم قاضی، او را در مقام خصم و محکوم علیه قرار میدهد و به محکوم حق اعتراض و آوردن دلیل مخالف آن را میدهد. به همین جهت، برخی از مولفان استناد به علم قاضی را با بی طرفی او در دعوا قابل جمع نمی دانند ومنع قاضی را از لو.ازم حق طرف دعوا در دفاع از خود و اراده دلیل می شمارند (السنهوری،عبد الرزاق احمد ج۲ ص۲۷ به بعد).
ب: بررسی علم قاضی در فقه شافعی
۲-۳ قضاوت و داوری
۲-۳-۱ تعریف قضا :
قضا در لغت دارای معانی متعددی است از جمله :
۲-۳-۲ دلیل مشروعیت قضاوت :
قضاوت در اسلام مشروع و پسندیده است دلیل مشروعیت آن قرآن، سنت اجماع و عقل است (فقه منهجی ، مصطفی البغا و مصطفی الخن ج ۴ ص ۲۱۸ ) .
قرآن : آیات زیادی در این مورد وارد شده است خداوند متعال می فرماید : “
[شنبه 1401-09-19] [ 06:48:00 ب.ظ ]
لینک ثابت |
||
فراشناخت شامل برنامه ریزی ، هدایت ، نظارت و اصلاح فرایندها و فعالیت های شناختی است . ساده ترین معنای فراشناخت ، شناخت شناخت یا شناخت درباره شناخت است . مقایسه شناخت با فراشناخت درک بهتری از آن فراهم می آورد . شناخت به معنای عام آن یعنی دانستن و شامل فرایندهای عالی ذهنی مانند : حل مسئله ، خلاقیت ، درک مطلب ، ربط دهی و استدلال میگردد ، در حالی که فراشناخت دانش نسبت به تمام فرایندهای شناختی است. فراشناخت بر دانش فرد درباره فرایندهای شناختی خود ، فرایند عمل ، سازماندهی و هماهنگی مجموعه ای از جریان ها و نیز هر گونه دانش یا کنش شناختی که موضوع آن شناخت یا تنظیم شناخت باشد اطلاق میگردد(کارشکی،۱۳۸۱).


کارکرد اصلی فراشناخت نظارت و هدایت فرایندهای شناختی است. فراشناخت مشتمل بر دو مؤلفه است . مؤلفه نخست دانش فراشناختی فرد از خودش به عنوان یک پردازشگر اطلاعات و مؤلفه دوم فرایندها و راهبردهای نظم دهنده ، مهار کننده و نظارت کننده است(کارشکی،۱۳۸۱). مؤلفه اول که دانش فراشناختی است تا زمانی حاصل می شود که فرد از تواناییهای شناختی خود و نیز ناتوانی های شناختی خود آگاه میگردد . برای مثال فردی که از ضعف حافظه خود آگاه است ، رئوس کارهای روزانه یا خرید روزانه ای را که باید انجام دهد یادداشت میکند تا در موقع تعیین شده و مناسب آن ها را انجام دهد(کارشکی،۱۳۸۱).
۲-۱-۳-۱- تعریف فراشناخت:
اگرچه تعریف جامع از فراشناخت، چالش برانگیز و دشوار به نظر میرسد، اما عموم محققان در این نکته اتفاق نظر دارند که فراشناخت به شناختن شناخت یا دانستن درباره دانستن گفته می شود. فلاول فراشناخت را به عنوان آگاهی از شناخت و فرایندهای شناختی و کنترل، تنظیم و بازبینی فعالانه شناخت تعریف کرد. دول فولک، از دید نظریه پردازش اطلاعات، فراشناخت را فرآیندهای کنترل اجرایی از قبیل توجه، مرور و تمرین، سازمان دهی و دستکاری اطلاعات میداند.
به عبارت دیگر فراشناخت، دانش یا آگاهی فرد از نظام شناختی خود است. متکالفه و شیمامورا، فراشناخت را وسیله دستکاری و نظم بخشی فرآیندهای شناختی میداند.
براون فراشناخت را به دو صورت آگاهی فرد از فعالیت ها یا فرآیندهای شناختی خود و روش های به کاررونده برای تنظیم فرآیندهای شناختی بیان میکند. (کارشکی،۱۳۸۱).
۲-۱-۳-۲- مدل فراشناختی اختلالات روانشناختی:
هیجان های اضطراب و غمگینی علائم بنیادی درونی هستند که از ناهمخوانی در خود تنظیمی و تهدید مطرح شده برای بهزیستی حکایت دارند. این نوع هیجان ها به طور طبیعی دوره محدودی دارند، چون فرد از راهبردهای مقابله ای برای کاهش تهدید و کنترل شناخت استفاده میکند. اختلال روانشناختی از تداوم پاسخ های هیجانی ناشی می شود. پاسخ های هیجانی به دلیل سبک و راهبردهای فرد تداوم مییابند. سبک بی ثمری که در همه اختلال ها مشاهده می شود و شامل نگرانی، اندیشناکی، بازبینی تهدید، راهبردهای نامؤثر کنترل افکار و سایر انواع رفتار (مانند اجتناب) می شود که مانع یادگیری سازگارانه است.
سندرم شناختی – توجهی نتیجه باورهای (دانش) فراشناختی نادرست است که افکار و حالت های احساسی را کنترل و تفسیر میکنند. سندرم شناختی – توجهی از طریق چند مکانیزم/ مسیر کاملاً مشخص، تجربه هیجانی را طولانی و تشدید می کند.
سندرم شناختی – توجهی شامل پردازش مفهومی افراطی به شکل نگرانی و اندیشناکی است. این فرآیندها زنجیرهای طولانی از افکار عمدتاًً کلامی هستند که در آن شخص تلاش میکند به سؤال “چه می شود اگر…” و یا به سؤال هایی درباره معنای رویدادها (مانند “چرا من چنین احساسی دارم”) پاسخ دهد.
علاوه بر این مؤلفه مفهومی، سندرم شناختی – توجهی شامل سوگیری توجهی به شکل توجه متمرکز بر محرک های مرتبط با تهدید، نیز است. این حالت “بازبینی تهدید[۲۷]” نامیده می شود (ولز و متیوز، ۱۹۹۴؛ به نقل از ولز).
سندرم شناختی – توجهی پیامدهای متعددی دارد که به اختلال روانشناختی منجر می شود. نگرانی و اندیشناکی همواره سوگیرانه هستند و توجه فرد را بر اطلاعات منفی متمرکز میسازند. این وضعیت به ادراک تحریف شده ای از خود و جهان منتهی می شود. برای مثال هر چند نگرانی بر خطر احتمالی در آینده متمرکز است، اما رابطه اندکی با احتمال واقعی وقوع رویدادهای خطرناک دارد.
اندیشناکی به دنبال یافتن پاسخ به سؤالاتی است که اغلب پاسخ واحد یا مشخصی ندارند، مانند “چرا من؟”. بنابرین اندیشناکی به تداوم ابهام و ناهمخوانی بین آنچه فرد میداند و آنچه میخواهد بداند، منجر می شود. به علاوه، نگرانی و اندیشناکی موجب فعال سازی و تداوم احساس تهدید شده و به این ترتیب اضطراب و افسردگی را برای مدت طولانی تداوم می بخشد.
مؤلفه “بازبینی تهدید” سندرم شناختی – توجهی، باعث تمرکز توجه بر منابع بالقوه تهدید می شود. این حالت به چند دلیل مشکل ساز است: (۱) احساس خطر ذهنی[۲۸] را افزایش میدهد و از این طریق فعال سازی هیجانی[۲۹] را افزایش داده یا تداوم می بخشد، (۲) موجب تقویت برنامه ای برای هدایت سیستم شناختی می شود که فرد را به کشف کننده ماهر و حساس تهدید مبدل میسازد، (۳) در مواردی مانند اختلال استرس پس از سانحه یا ضربه روانی که لازم است سیستم شناختی به وضعیت عادی عاری از تهدید[۳۰] برگردد، راهبرد مذکور مانع این فرایند می شود و (۴) بازبینی تهدید میتواند موجب سوگیری شبکه های پردازش ترس[۳۱] که مسئول تولید افکار مزاحم مربوط به محرک ها در هشیاری هستند، شود. بنابرین، بازبینی تهدید میتواند موجب افزایش تجربه های ذهنی مزاحم شود (ولز، ۲۰۰۹).
۲-۱-۳-۳- متغیرهای فراشناخت از دیدگاه ولز:
ولز(۱۹۹۵) بین سه نوع فراشناخت برای درک و فهم فرآیندهای نگرانی در اختلال اضطراب فراگیر تمایز قایل شد. ۱) دانش فراشناخت ۲) تجارت فراشناختی ۳) راهبردهای کنترل فراشناختی.
۱) دانش فراشناختی:دانش فراشناختی به باورها و نظریاتی که افراد درباره شناخت شان دارند، اشاره میکند مانند باورهایی درباره معنای انواع خاص افکار و باورهای مرتبط با کارایی حافظه و کنترل شناختی. به طور کلی، توجه کردن به دو نوع فراشناخت مفید است: فراشناخت آشکار[۳۲] و فراشناخت پنهان[۳۳].
این تقسیم بندی مخصوصاً در زمینه اختلال روانی مفیدتر است. دانش فراشناختی، آگاهانه است و میتواند به طور کلی بیان شود. برای مثال افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر معتقدند که نگرانی غیر قابل کنترل و خطرناک است و یا عموماً، مردم بر این اعتقادند که نگرانی فوایدی دارد (ولز، ۱۹۹۵، کارت ورایت- هاتون[۳۴] ولز، ۱۹۹۷). بیماران اختلال وسواس فکری- عملی معتقدند که داشتن برخی از افکار موجب حوادث منفی یا فعالیت هایی ناخواسته می شود (راچمن[۳۵]، تردارسون[۳۶]، شانران[۳۷]، وودی[۳۸]، ۱۹۹۵، امیل کمپ[۳۹]، اردما[۴۰]، ۱۹۹۹، پاردن[۴۱] و کلارک[۴۲]، ۱۹۹۹) و بیماران افسرده باورهای مثبتی درباره نشخوار فکری دارند (پاپاجورجیو[۴۳] و ولز، ۲۰۰۸).










